محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2813

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از حوادث سال پنجاه و يكم از جمله حوادث اين سال غزاى زمستانى فضاله بن عبيد به سرزمين روم بود و غزاى تابستانى بسر بن ابى اطاره و كشته شدن حجر بن عدى و ياران وى . سخن از سبب كشته شدن حجر بن عدى هشام بن محمد گويد : وقتى معاوية بن ابى سفيان در جمادى سال پنجاه و يكم مغيرة بن شعبه را ولايتدار كرد وى را پيش خواند و حمد خدا گفت و ثناى او كرد آنگاه گفت : « مىخواستم خيلى چيزها را به تو سفارش كنم اما به اعتماد آنكه مىدانى رضايت من به چيست و حكومتم چه مىخواهد و صلاح رعيتم به چيست از آن چشم مىپوشم ولى يك كار را سفارش مىكنم از ناسزا گفتن على و مذمت وى و نيز از رحمت فرستادن بر عثمان و آمرزش خواستن براى او وا نمان ، ياران على را عيب گوى و دور كن و سخنشان مشنو ، پيروان عثمان را ستايش گوى و تقرب ده و سخنانشان بشنو . » مغيره گفت : « تجربه آزموده و مرا آزموده‌اند ، پيش از تو براى غير تو عمل كرده‌ام و ذم اعمال من نگفته‌اند ، تو نيز تجربه مىكنى و يا مذمتم مىكنى يا ستايش . » معاويه گفت : « ان شاء الله ستايش خواهيم كرد . » شعبى مىگفت : « از پس مغيره ولايتدارى چون او نداشتيم . به صف عاملان شايستهء دوران پيش از خود بود . هفت سال و چند ماه از جانب معاويه عامل كوفه بود ، رفتار نكو داشت ، دلبسته آرامش بود اما از مذمت على و ناسزا گويى وى